أمير صدر الدين ابراهيم امينى هروى
378
فتوحات شاهى ( تاريخ صفوى از آغاز تا سال 920 ه . ق ) ( فارسى )
غبارى كه محمد خان به تردّد باطل انگيخته بود عارى و عاطل مىگردد و ، ثانيا نايرهء فتنه كه ايّام بر خلاف مرام در اشتعال آورده مخالفان را بر ممالك ماوراء النّهر مستعلى ساخته به آب اين اتّفاق انطفاء مىپذيرد . و چون در اين نوبت بين الجانبين عقود مصادقت و مرافقت به شداد ايمان مؤكد گردد ، دوست و دشمن از قوام اين دولت حساب كلّى برمىگيرد ، بنابرآن سخنان دلپسند و نصايح ارجمند امير غياث الدّين محمّد را به سمع رضا و قبول مشمول داشته متوجّه مىگردد . و چون مقصود از شرح واقعهء ماوراء النّهر ارتباط [ 486 ] كلام گذشته با آينده بود و نقل لا اصالة بل استطرادا سمت رقوم پذيرفت ، هرآينه جواد قلم بر سبيل سرعت طىّ آن وادى كرده رجوع به مقصد اصلى نمود . و التّوكّل فى الغيب و الشّهود على الملك الودود . ذكر اقتران يافتن نيّر اقبال بابرى رفعتمكانى با كواكب اجلال امير نجم ثانى و ظهور و بروز تقديرات الهى و انتقال امير مشار اليه از جهان فانى به منزل جاودانى حكمت ازلى و مشيّت لا يزالى تعالى شأن قادرها ، اقتضاى آن مىكند كه هرگاه صاحبجاهى خواهد كه دست اقتدار در دامن سرانجام امرى عظيم الاعتبار محكم و استوار سازد ، نخست روى عجز و نياز بر خاك درگاه پادشاه بىنياز نهاده چشم بر اسباب و ادوات نيندازد تا شايد كه با وجود كرامت « لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسانَ فِي أَحْسَنِ تَقْوِيمٍ » « 1 » غرامت « ثُمَّ رَدَدْناهُ أَسْفَلَ سافِلِينَ » « 2 » او را به آتش دورى نگدازد و سر امتثال در دايرهء ممتثلان حكم « وَ لا تَقُولَنَّ لِشَيْءٍ إِنِّي فاعِلٌ ذلِكَ غَداً إِلَّا أَنْ يَشاءَ اللَّهُ » « 3 » برافرازد . و اگر مرد حقيقتشناس ديدهء حيرت اقتباس به نظارهء كريمهء واضح اناره « وَ يَوْمَ حُنَيْنٍ إِذْ أَعْجَبَتْكُمْ
--> ( 1 ) . تين ( 95 ) آيهء 4 . « ما آدمى را در نيكوتر اعتدالى بيافريديم » . ( 2 ) . همانجا ، آيهء 5 . « آنگاه او را فروتر از همهء فروتران گردانيديم » . ( 3 ) . كهف ( 18 ) آيات 23 و 24 . « هرگز مگوى فردا چنين مىكنم ، مگر خداوند بخواهد » .